مثل قرآن به همسران نوح و لوط عليهما السلام
ضرب الله مثلا للذين كفروا امرات نوح و امرات لوط كانتا تحت عبدين من عبادنا صالحين . قرآن در آخر اين سوره دو مثل ذكر مىكند كه خيلى معنى دارد و خيلى آموزنده است.در آغاز اين سوره عرض كردم كه ابتدا به نظر نمىرسد كه سوره تحريم يكى از سورههايى باشد كه صد در صد به نفع شيعه و عليه معتقدات اهل تسنن باشد و كمتر به اين سوره استدلال مىكنند،در صورتى كه اين سوره در اين جهت عجيب سورهاى است.
در اول سوره خوانديم: و اذ اسر النبى الى بعض ازواجه حديثا .داستان از اينجا شروع شد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه به بعضى از همسران خود رازى را گفت و او افشا كرد.بعد يكمرتبه در آيه پنجم به جاى يك نفر،از دو نفر سخن به ميان مىآورد: ان تتوبا الى الله فقد صغت قلوبكما اگر توبه كنيد،بايد هم توبه كنيد كه دلهاى شما منحرف شده است.گفتيم نمىفرمايد اگر توبه كنيد خدا توبه را قبول مىكند،البته اگر توبه كنند خدا توبه را قبول مىكند ولى اگر بفرمايد چنانچه توبه كنيد خدا قبول مىكند،لسان لسان مهر و محبت است.وقتى مىفرمايد اگر توبه كنيد بايد هم توبه كنيد كه خيلى كارتان خراب است،لسان لسان خشونت است.
پس خود آيات نشان مىدهد و تاريخ هم نشان مىدهد كه دو نفر از همسران پيغمبر بودند كه پيغمبر اكرم را آزار دادند،آزارى كه گناهى بزرگ شمرده مىشود،در حدى كه خداوند دعوت به توبه مىكند. گفتيم از نظر تاريخ و حديث،شيعه و سنى اتفاق نظر دارند كه اين داستان مربوط به عايشه و حفصه است و در اين بحثى نيست.سوره كه مىخواهد تمام شود، قرآن فقط دو مثل ذكر مىكند و ديگر حرفى نمىزند: ضرب الله مثلا للذين كفروا خدا مثلى براى كافران مىآورد،يا مثلى در مورد كافران مىآورد(كلمه«كفر»را هم به كار برده است).چه كسى را مثل مىآورد؟دو زن را مثل مىآورد.آيا ذكر دو زن در اول سوره،با دو زن در آخر سوره، حساب نشده است؟خدا از دو زن در اول سوره انتقاد مىكند و در آخر سوره مثل مىآورد از دو زن ناصالح كه همسر دو مرد صالح بودند.آيا اين بازگشت به اول سوره نيست كه تعجب نكنيد اگر پيامبر،بنده صالح خدا،دو همسر ناصالح داشته باشد.آيا اين نمىتواند اشاره به آن باشد؟اگر نگوييم صريح است قطعا اشاره است.
خدا در مورد كافران(يا براى مردمان كافر)مثلى ذكر مىكند،يكى زن نوح و ديگر زن لوط كه هر دو تحتحباله دو بنده صالح ما بودند.از آن پيامبران به عنوان دو بنده صالح ياد مىكند. «بنده صالح»به نظر ما كوچك مىآيد.اگر مىفرمود دو پيغمبر،اينقدر ارزش نداشت كه فرمود دو بنده صالح،چون پيامبرى منصب است و«عبدين صالحين»نشانه بندگى است و پيغمبران بيشتر دوست دارند كه آنها را عبد بنامند تا رسول،بندهاى كه خدا عبوديت او را اعتراف مىكند.
«فخانتاهما»اين دو زن به شوهران خويش خيانت ورزيدند.البته اينجا مقصود از خيانت-العياذ بالله-فحشا نيست،اين امر مسلم است.به طور كلى خيانت را در مورد عهد و امانت مىگويند. اگر فحشا را هم مىگوييم خيانت چون بر خلاف پيمان ازدواج است،ولى پيمانى كه ميان همسران بسته مىشود منحصر به پيمان ازدواج نيست.زن و شوهرى با يكديگر قرار مىگذارند،يكى سرى به ديگرى مىگويد و بعد مىگويد اين را فاش نكن ولى او فاش مىكند، اين مىشود خيانت.اينها به همسران خود خيانت ورزيدند،يعنى بر خلاف پيمانى كه با همسران خود بستند رفتار كردند. فلم يغنيا عنهما من الله شيئا با اينكه اينها به شرف همسرى دو مرد بزرگ نائل آمده بودند،از اين شرف همسرى كارى ساخته نبود و به آنها گفته شد:شما هم جزء داخل شوندگان آتش بفرماييد در آتش جهنم!
نظرات شما عزیزان: